{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
می توان تلخ تر از دوری ات
اندوهی را تصور کرد؟
گُمان می کنم نه!
وَ اما جواب تو آری ست ..
می شد تورا نداشت
می شد پیش تر از اینها
دستت را از دست داد .. تو از من جلوتر ایستاده ای
به اندازه ی خوابِ نوزادی در گهواره
به قدری که آفتابِ فردا را پیش از من نوازش کنی

تو راست می گفتی
می شد تلخ تر هم این روزها می گذشت
بماند که این فصل
بی تو گذشت ..
دیدگاه ها (۵)

ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺑﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍﺑﺮﺍﻱ ...

به تبسم... به تکلم....به دلارایی تو....به خموشی....به تماشا....

هیچکس برنیمکت پارک ب تنهایی نمی نشیند یایاردربراست یا یاد یا...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

اومدم با پرات جدییدد✋✋پارت هفتم روزها پشت سر هم می‌گذشت و کا...

سناریو جونگکوک

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

نشان سوخته.

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط