{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک چند پارتی (زخم عمیق) از جیمین (پارت۴)

فیک چند پارتی (زخم عمیق) از جیمین (پارت۴)
صبح
با صدای کیوت جیمین ازخواب بیدار شدم ( به به آفتاب از کدوم طرف در آمده که به صدای جیمین میگی کیوت)
& پرنسس پرنسس از خواب بیدار شو خوابالو وقت صبحانه هست
میخواستم بلند بشم که دردی توی دلم پیچید و اخی از سر درد گفتم
& چی شده حالت خوبه
* هوم ...... فقط یکم دلم درد میکنه چیز خواصی نیست
& اره عادیه ولی بیا پایین به اجوما میگم واست دمنوش درست کنه
* باشه
باکمک جیمین رفتم پایین و دمنوشی که اجوما واسم درست کرده بود رو خوردم و صبحانه هم خوردم
& خب امروز دوست داری چیکار کنیم
* اممممم.......نمیدونم بریم پارک
& اره فکر خیلی خوبیه بهمون خوش میگذره ولی قبلش یه کار دیگه انجام بدیم
* مثلا چی
& بریم آب بازی کنیم
ا.ت با چشمای خوشحالش به جیمین نگاه کرد اونا باهم رفتن آب بازی
تمام اون لحظه ها تمام لبخند های جیمین و تمام خوشحالی های خودش توی ذهنش به عنوان بهترین روز های زندگیش ثبت میشد ولی قرار بود همیشه انقدر خوشحال باشه؟
جواب اینو خودشم نمی‌دونست چون از آینده خبر نداشت و نمی‌دونست که آیا قراره همیشه زندگیش به همین خوبی ادامه داشته باشه



ادامه فیک در فصل دو
دیدگاه ها (۸)

فیک چند پارتی (زخم عمیق)از جیمین( فصل ۲ پارت ۱)پنج سال بعد ا...

فیک چند پارتی( زخم عمیق )از جیمین (فصل ۲ پارت ۲)ا.ت تک خندی ...

فیک چند پارتی(زخم عمیق)از جیمین (پارت۳)ا.ت ویو وسایلم رو جمع...

فیک چند پارتی (زخم عمیق)از جیمین (پارت۲)جیمین بلند شد و به ا...

P¹ویو ملیساساعت پنج صبح با احساس نگاه های سنگین از خواب بیدا...

اولین روزی بود که سرحال بیدار شدمو به سمت اشپز خونه رفتم، جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط