اشتباهخوبمن

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۶۶

وارد خونه شدبم خدمتکار در رو باز کرد

بوی غذاهای متنوع داشت دیوونم میکرد
پدر و مادر عماد تو سالن منتظر ما بودن و وقتی ما وارد سالن شدیم به احتراممون بلند شدند و باهامون دست دادن

عماد اومد سمتم و محکم بغلم کرد و عطرمو استشمام کرد
و تو گوشم زمزمه کرد

_اه عطرت دیوونم میکنه از چه عطری استفاده میکنی؟

_عماد من اصلا عطر نزدم

_جدی؟
اوه پس بهتره بگم حیف که بارداری وگرنه الان میکشوندمت تو اتاق و همونجا سخت م//ی///ک///ر///د///م///ت

_عه عماد خجالت زدم نکن تازشم واقعا حیف که حاملم؟

_نه دقیقا
حیف نیست یه معجزست

مامان عماد

_چی دقیقا اونحا تو گوش هم پچ پچ میکنین در گوشی ممنوع

همه خندیدیم و نشستیم رو مبل بابا ها کنار هم مامانا کنار هم و من و عماد و البته جنین تو شکمم کنار هم نشستیم

پدر عماد

_راجب این موضوع بهتره بگم که ما خیلی خوشحالیم که وارثی واسه ما میاد البته اگه بعد ازدواج می‌آمد بهتر بود ولی اینم خوبه خیلی ازت ممنونم دخترم که یه نوه به ما میدی

مادر عماد

_خوشحال میشیم دیگه راجب این موضوع مخالفت یا راجب سقط چیزی نشنویم و فقط رو مراقبت دیارا و بچه تو شکمش تمرکز کنیم

بابام

_این به کنار به آوردن بچه رضایت میدیم ولی موضوع اینه که دخترم رو دزدیدن و پسرتون سه میلیارد به دزد داده ما نمیتونیم همینجوری این موضوع رو ول کنیم من حتما بهتون پس میدم پول رو


مامانم

_حق با شوهرمه
ازتون ممنونم دخترم رو نجات دادید

مادر عماد

_اصلا حرف پس دادن پول رو نزنید که اصلا قبول نمیکنیم این کمترین کاریه که میتونیم واسه نومون انجام بدیم

بابای عماد

_درست میگه

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۲۰ تا
دیدگاه ها (۱۴)

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶۷بعد از کلی بحث و کلنجار رفتم بالاخره م...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶۸منتظر عماد و خانوادش بودیم نیم ساعت دی...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶۵_چرا زحمتش دادی _چه زحمتی وظیفشه دخترش...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶۴بعد از اینکه مرخص شدم رفتم خونه و خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط