{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره یه تیکه از قالی خونشونو سوزونده بعد واسه اینکه ماما

دختره یه تیکه از قالی خونشونو سوزونده بعد واسه اینکه مامانش نفهمه پماد سوختگی زده تا قالی خوب شه !



ای اهل حرم میرو علمدار نیامد........
ماشاالا سنگین سینه بزن،،
دیدگاه ها (۴)

ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﭼﯽ ﺧﯿﻠﯿﯿﯿﯽ ﺁﺩﻣﻮﻣﯿﺴﻮﺯﻭﻧﻪ ؟.....ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﯿﯿﯿﯿﯿﻠﯿﯽ ﺩﺍﻍ...

^_^

! +18تو خونه تنها نشسته بودم پسر ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩ، ﮔﻔﺖ ...

دخترﺍ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺩﻝ پسرا ﺭﻭ ﻧﺸﮑﻮﻧﯿﺪ!.ﺩﺳﺖ ﭘﺎ ﮔﺮﺩﻥ ﻭ ﺳﺘﻮﻥ ﻓﻘﺮﺍﺕ ﺩﺭ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۱: تیکه‌های پازل(بخش اول)در که پشت سر سوآ...

سناریو تهیونگ

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

dark life = 24

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط