{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد .گل بخر گفتم بر

کودکی گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد .گل بخر گفتم برای کی؟!گفت برای هدیه دادن به عشقت!گفتم اگر عشقم به عشقش هدیه دادچی؟؟ لحظه ای سکوت کردو گفت گل هایم فروشی نیست .
دیدگاه ها (۱)

عـــــشــــــღــــق ڪہهمیشہ بہ گفتن "عزیـــــزم و دوستـــــت...

زخمی در پهلویـم است.. روزگار نمک ـ ـ می پاشــد.. و مـن به خـ...

خسته ام......مثل تمام روزهایی که پشت صندلیزیر بارانروی کاغذ ...

بیاد داشته باش که انسانها در کنار هم عاشقند و دور از هم عاشق...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

بعضی ها مهربانی را با ضعف اشتباه میگیرند ، چون هیچوقت نفهمید...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

فتا: یک پلتفرم فروش آنلاین طلا با 200,000 کاربر ورشکسته شد. ...

ادامه پارت 17

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p75نینا سریع سرش رو تکون داد.«امیدوارم ه...

ادامه پارت ۱۲

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط