{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

#سعدی
#آرامگاه_سعدی
دیدگاه ها (۲۳)

مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نوردر زمست...

آه مرغ ِ سحر! از میهنم ایران چه خبر؟خوش خبر باشی از آن بیشه ...

ﺍﯼ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﻪﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪﯼ ﮐﻮﯾﺮ ﺑﻪﺭﻭﺳﭙﯽ ﺧﺎﻧﻪﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ !ﺗﻬﺮﺍﻥ...

از بس کتاب در گرو باد داده ایم /امروز خشت میکده ها از کتاب م...

[☆part²⁷☆]بلا به صندق ماشین تکیه داده بود و غرق خون بود،چشما...

really love part¹⁴ رفت بیرون.موقع رفتن بود..وسایلارو جمع کرد...

really love Part¹¹بعد ۳۰مین رسیدیم که اونجا واقعا قشنگ بودسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط