{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️

❤ ️
تو جان در بدنم هستی
که از دهلیز راست قلبم وارد می شوی
و از بطن چپش خارج ،
می روی در رگ هایم میچرخی
و دوباره می آیی روبه رویم
و به من جان می دهی
دیدگاه ها (۱)

* تمام لحظه ها ...؟ شعری شدند، رفتند ......

کفشهایم رانمیخواهم.پابرهنه میروم .....تادرحریم تنهایی خود !!...

تــــــــویـِـہ دیـــونــْـہ ایکہ اگـــہ نــَبـــــاشیمـــــ...

ناز کُنی نَظَـــر کُنیقَهــر کُنی ستم کُنیگر که جَفا، گر که ...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط