{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ آخرف۳ رفتیم داخل و نشستیم همه میگفتن لاغر شدمو میگفتم ر

پ آخرف۳ رفتیم داخل و نشستیم همه میگفتن لاغر شدمو میگفتم رژیم گرفتم سر میز شام بودیم ک سحر گفت_اشکان عزیزم اون دوغ رو بده +هوم هوم _ببخشید همه زدن زیر خنده خیلی خوب بود ک خانواده ام دوباره دور هم جمع شدن و خوشحالن دوباره میتونم اذیتشون کنم شرط بزارم باهاشون کار تمرین کنم فوتبال ببینیم و کری بخونیم سر ب سرشون بزارم و بخندونمشون و تماشاشون کنم وایی چ حسه خوبیه این خوشبختی چقد خوبه شاد بودن چقد خوبه خانواده داشتن حسابی کثیف بودم بعد شام رفتم دوش گرفتم و سرمو توی کتاب و گوشی کردم و دارو هامو خوردم یکمم بازیگری تمرین کردم ب هدفم باید برسم خوابیدم صبح ها میرفتم دانشگاه و عصر ها هم بازیگری رو تمرین میکردم با آقای... هم درسامو زندگیه قشنگی دارم خدایا شکرت ادامه دارد دوست داشتین؟؟؟!! دوستون دارم ❤❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۰)

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

رمان دخت من

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

پارت 13......................

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط