{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم!

عاشقم!
اهل همین کوچه بن بست کناری؛
که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی...
تو کجا؟کوچه کجا؟پنجره باز کجا؟
من کجا؟عشق کجا؟طاقت آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی
من دلداده به آهی بنشستم
تو در قلب و من خسته به چاهی...
گنه از کیست؟!؟!
از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت
همه بر دوش بگیرم
جای آن...
یک شب مهتاب...
تو را تنگ در آغوش بگیرم
دیدگاه ها (۳)

برای من از دل شــکسته نگو...که دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوت...

تو میروی به قرارهایت برسی که کاری اند درست مث زخم های من.

بـے رحمانه ترین "خیــــــــــــــــــــــانت" این استکه وارد...

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربان...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

( last minute )

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 8صبح روز بعد، ویولت زودتر از همیشه ب...

صدای شلیک

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

مرد بی رحم

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

#my.FUCKER.mafai. part 4دنیای فیلیکس در آن لحظه فر...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط