{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يه روزمادرشوهراتصميم گرفتن عروساشونوببرن گردش.يه اتوبوس م

يه روزمادرشوهراتصميم گرفتن عروساشونوببرن گردش.يه اتوبوس مادرشوهرابودن يه اتوبوس عروسا.موقع برگشت اتوبوس مادرشوهراتصادف ميکنه همه درجاميميرن.عروساازاتوبوس پياده ميشن وميگن ديگه نفس راحت ميکشيم وميخنديدن بغيرازيک نفرکه گريه ميکرد بهش ميگن چراگريه ميکني ميگه مادرشوهرم نيومد خونه بود
دیدگاه ها (۳)

ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺎﺩ ..ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﺩ ...

یکی نوشت یکی خوند اونی که نوشت مرد حالامن می نویسم تو بخون م...

ديشب به سرم باز هواي دگر افتاددر خواب مرا سوي خراسان گذر افت...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۲

"پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۲ویو راوی تا اینکه ...

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت :2...

عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی) ای...

خنده ی ممنوعه.

فیک تهیونگ/(درخواستی)وقتی تولدش رو یادت میره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط