{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر آوار رفتنت

زیر آوار رفتنت
جا مانده‌ام!

سگی پارس می‌کند ...
سنگینی گام‌های عابری را
روی تنم احساس می‌کنم!
و نفسی که خاک گرفته است...

صدایی فریاد میزند، یافتمش.
اینجاست...!

کجا بوده‌ام مگر
که هنوز پیدا شدن را
انتظار می‌کشم...
#مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۱)

جان دلم... بیا میان این همه قصه تلخ عاشقی استثنا باشیم...بیا...

- ما که جوانی نکردیم..یعنی وقت و حوصله‌اش را نداشتیم..ما سرم...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

- عزیزی میگفت ؛ جایِ گیاهِ بامبو را که عوض کنی دیگر رشد نمی‌...

---### موقعیت: فرودگاه لس‌آنجلس – سالن ورودی مسافران بین‌الم...

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط