{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی

من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدا بود-خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی

قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن:رشته ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی
دیدگاه ها (۳)

شعر : تسبیح من که تسبیح نبودم،تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تن...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهايی من پيچا...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

‍ من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پی...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندیمشت بر مهره تنهایی من پیچا...

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندیمشت بر مهرهٔ تنهایی من پیچان...

من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی, مشت بر مهره تنهایی من پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط