{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها

این روزها
احساس پرنسسی رادارم
که درقصرکوچکش
تنهای تنهاست
این پرنسس بی دفاع قصه…
هرروزکنارپنجره
غرق فکرمیشود
وشاپرکی روی موهای بلندش
آرام مینشیند
صدای بال زدن شاپرک
افکارش رابه هم میریزد
آرام زمزمه میکند:
شاپرکم میشود بمانی؟
پر میزند اما…
دیدگاه ها (۱۸)

دختر از پسر پرسید: من خوشگلم؟ گفت: نه گفت: دوستم داری؟ گفت ن...

' این پست خدایی باید با طلا بنویسنش...رفیق رو دو جا میشه شنا...

تــــــــونمی تـــــوانی از من به همین راحتی بگذری...مـقـايـ...

↯ بعــــضیـــا ↯•● مـــثــه شـله زرد میـمـــوننـــ ●•▣ تــا ...

اهوی گریز پا

قسمت سیزدهم مسابقه رمان از دیار حبیب

فراموشی

#جانخوب گوش کنشعرهایم به خس خس افتاده استهوس دیدنت که به سر ...

شهر شلوغ و دوست داشتنهای خیالیبوی عطر زنانه شنل و گرمای کاپی...

بدووو کپشننن[سیزده سال قبل]آسمان شب با ابر های تار پوشیده بو...

سرفه

قسمت دوازدهم مسابقه رمان از دیار حبیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط