.
.
فرض کن یک غروب بارانی ست
و تو تنها نشسته ای مثلا
بعدش احساس می کنی انگار
سخت دلتنگ و خسته ای مثلا
.
در همان لحظه ای که این احساس
مثل یک ابر بی دلیل آنجاست
شده یک لحظه احتمال دهی
که دلی را شکسته ای مثلا؟
.
که دلی را شکسته ای و سپس
ابرهای ملامت آمده اند!
پلک خود را هم از پشیمانی
روی هم سخت بسته ای مثلا
.
مثلا های مِثل این هرشب
دلخوشی های کوچکم شده اند
در تمام ردیف های جهان
تو کنارم نشسته ای مثلا
.
و دلی را که این همه تنهاست
ژاپنی ها قشنگ می فهمند
مثل ویرانی هیروشیماست
بعد از آن جنگ هسته ای مثلا
.
فرض کن یک غروب بارانی ست
و تو تنها نشسته ای مثلا
من نباید زیاد شِکوه کنم
من نباید... تو خسته ای مثلا...
.
.
.
فرض کن یک غروب بارانی ست
و تو تنها نشسته ای مثلا
بعدش احساس می کنی انگار
سخت دلتنگ و خسته ای مثلا
.
در همان لحظه ای که این احساس
مثل یک ابر بی دلیل آنجاست
شده یک لحظه احتمال دهی
که دلی را شکسته ای مثلا؟
.
که دلی را شکسته ای و سپس
ابرهای ملامت آمده اند!
پلک خود را هم از پشیمانی
روی هم سخت بسته ای مثلا
.
مثلا های مِثل این هرشب
دلخوشی های کوچکم شده اند
در تمام ردیف های جهان
تو کنارم نشسته ای مثلا
.
و دلی را که این همه تنهاست
ژاپنی ها قشنگ می فهمند
مثل ویرانی هیروشیماست
بعد از آن جنگ هسته ای مثلا
.
فرض کن یک غروب بارانی ست
و تو تنها نشسته ای مثلا
من نباید زیاد شِکوه کنم
من نباید... تو خسته ای مثلا...
.
.
.
- ۲.۴k
- ۱۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط