{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای "تظاهر" به دلبستگی دیگر بهانه‌ای ندارم!

برای "تظاهر" به دلبستگی دیگر بهانه‌ای ندارم!

چقدر غریب و مبهم.....

چه حس مشکوکی !!!

من و او دیگر "ما" نیستیم... و من حتی دلتنگش نمی‌شوم

انگار تمام آن روزها کابوس شکنجه‌ای مزمن برای روح بی قرار و سر کش من بود

مثل پرنده‌ای فراری از قفس

احساس رهایی می‌کنم
دیدگاه ها (۳)

'

'

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفتکه ناآگاهانه به زنی ت...

در خیابان به من گفت: در این گرمای تابستان زیر چادر آب پز نمی...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

قلب یخی

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:76+یعنی چی که نمیتونی پیداش کنی؟! *قربان.. خیلی ...

p17

بالاتر از اتمسفر

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

Between Sleep and Breath

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط