{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتا

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتاقم درددل کردم, اما افسوس او هم دوام نیاورد زیر درد دلهایم و فرو ریخت
دیگر از درد دلهایم نخواهم گفت
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

تو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط