{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان قرعه کشی شود. معلم گفت تا هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند. وقتی نام حسن درآمد خود آقا معلم هم خوشحال شد. چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود. وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد روی همه ی انها نوشته شده بود حسن... مهربانی های صادقانه کودکی هایمان را از یاد نبریم...
کسی که برایت آرامش بیاورد مستحق ستایش است.
انسان ها را در زیستن بشناس نه در گفتن در گفتار ... همه آراسته اند...
دیدگاه ها (۲)

ﻗﺎﻟﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ .....ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯽ...

هر چقدر هم که بگوییم :مردها فلان زن ها فلان یا تنهایی خوب اس...

زنـــــدگــــــی شبــیه شـــــعریســـــت ؛قـــــافـــــیه هـ...

باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل دهی..خوا...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان قر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان قر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان قر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه میان شاگردان قر...

قرار بود پارچه ي کت و شلواري اهدايي به مدرسه، ميان شاگردان ق...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ...

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ...

قرار بود پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرع...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط