{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگرد

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرعه کشی شود.
معلم خواست هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی کنند.
وقتی نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.
چرا که حسن به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود.
وقتی معلم به کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد،
روی همه آنها نوشته شده بود: حسن

"مهربانیهای صادقانه کودکی هایمان را از یاد نبریم"
دیدگاه ها (۱)

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود پارچه ي کت و شلواري اهدايي به مدرسه، ميان شاگردان ق...

قرار بود پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرع...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط