{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود پارچه ي کت و شلواري اهدايي به مدرسه، ميان شاگردا

قرار بود پارچه ي کت و شلواري اهدايي به مدرسه، ميان شاگردان قرعه کشي شود.
معلم گفت تا هر کس نامش را روي کاغذ بنويسد تا قرعه کشي کنند.
وقتي نام حسن درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد.
چرا که حسن به تازگي يتيم شده و وضع مالي اش اصلا خوب نبود.
وقتي معلم به کاغذ اسامي بچه ها نگاه کرد؛
روي همه ي آنها نوشته شده بود: حسن...

"مهربانيهاي صادقانه ، کودکي هايمان را از ياد نبريم..."
دیدگاه ها (۵)

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ...

قرار بود یک پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

حکایتقرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگر...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان قرع...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط