تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی
هیچ چیز به اندازه تنهایی غم انگیز نیست
تنهایی
نام بیهوده زندگیست
وقتی بیداری خسته و غمگینی
وقتی می خوابی کابوس می بینی
وقتی تنهایی
سردت می شود
انگار برف روی استخوانهایت نشسته باشد
تنهایی
جهنم نامتعارف است
جهنمی با اتش سرد
میان شعله ها از سرما یخ می زنی
تنهایی هول اور است
پراز ظلمت و ناشناختگی
تنهایی
درنگ درسنگ است
حرف زدن از یاد ادم می رود
تنهایی
درست مثل پیری است
من تنهایم
هیچ کاری نمی توانم بکنم
دیگر شعرهم نمی توانم بنویسم
واین تنهایی تلخ است
تنهایی
تنهایی
هیچ چیز به اندازه تنهایی غم انگیز نیست
تنهایی
نام بیهوده زندگیست
وقتی بیداری خسته و غمگینی
وقتی می خوابی کابوس می بینی
وقتی تنهایی
سردت می شود
انگار برف روی استخوانهایت نشسته باشد
تنهایی
جهنم نامتعارف است
جهنمی با اتش سرد
میان شعله ها از سرما یخ می زنی
تنهایی هول اور است
پراز ظلمت و ناشناختگی
تنهایی
درنگ درسنگ است
حرف زدن از یاد ادم می رود
تنهایی
درست مثل پیری است
من تنهایم
هیچ کاری نمی توانم بکنم
دیگر شعرهم نمی توانم بنویسم
واین تنهایی تلخ است
- ۳.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط