بنفش من

بنفش من
Part12
_جیمینننن تو اینجا چیکار میکنی؟(جیمین دوست بچگی تهیونگه و خیلی به هم نزدیکن)
÷برای دیدنت باید وقت میگرفتم؟
_پسررر بلاخره به ما سر زدی..
÷اره دیگه راستی چه خبر...
_جیمین این روزا اتفاقای عجیب میوفته
÷منظورت چیه؟
_(همه چیو توضیهم داد)
÷شوخی میکنی؟
_بخدا راست میگم
÷اون نفرین رو یادته؟
_جیمین من نمیخام ات رو از دست بدم اگه حق با اون ساحره باشه من ات رو از دست میدم و من اینو نمیخام من... دوستش دارم و نمیتونم بدون اون زندگی کنم
÷اون گفت تمام کسایی که کنارتن میمیرن
_اره پس ات رو میفرستم یه جای دور... ـاین تنها راهشه
میتونی اینکارو برام انجام بدی؟
÷ولی...
_خواهش میکنم نمیخام از دستش بدم من یه نفری شده اما
÷باشه اینکارو میکنم

روای ات
+از خواب بیدار شدم خاستم تهیونگ رو صدا بزنم که دیدم نمیدونم کجام این اتاق تهیونگ نیست در اتاق رو باز کردم و از پله ها رفتم پایین اینجا اصن عمارت تهیونگ نیس داشتم با خودم حرف میزدم که یکی جلوم ظاهر شد...
....

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
ممنون از حمایتتون 🤍🍓
دیدگاه ها (۳)

بنفش من Part13 +واییی... ÷چته دختر+تهیونگ کجاست... تی کی هست...

سرنوشت متصل 3Part1×یه ماه از اون روز نفرین شده میگذره دست گل...

مروارید آبی ادامه پارت دوک/ ل لانا متاسفانه ما باید برگردیم ...

مروارید آبی Part ²م/ ل از پله ها اومد پایین*علامت پدر لانا ک...

پارت 5ات: جیمین بذار برم من علاقه ای به نامجون ندارم من دوست...

گل وحشی منپارت آخرویو اتهمینطور داشتم کار میکردم که زیر دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط