تهیونگتو مشکلی نداری منم ندارماشتباه مال اون بودبیا یکم ارامش داشته باشیم و اون ...
𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁷
تهیونگ:تو مشکلی نداری منم ندارم..اشتباه مال اون بود.بیا یکم ارامش داشته باشیم و اون رو با ارامش از کارش پشیمون کنیم..این چطوره؟
صدای ی پیشنهادش عالی به نظر میرسید.
اما پیشنهاد صدا داره؟
اره...هرچیزی صدا داره.فقط باید از ته دلت بشنویشون
میا:تهیونگ..
بلخره سرش رو بلند کرد و توی چشمای جادویی مرد خیره شد.چشماش..واقعا خاص بود..چشماش برق میزدن.گویی ان چشم ها ستاره هایی در پی خود به همراه داشتن که تک تک ان ستاره ها شیشه ی عمر ان دختر بود، با از بین رفتن هر درخشش ذره ای از او از بین میرود.
میا:تهیونگ..بیا..بیا بیخیال جونگکوک بشیم. درسته شاید دوستمون داشته باشه،ولی عاشقمون نیست.تا حالا توی داستانی دیدی درباره ی رابطه ی سه نفره صحبت کنند و تا اخر عمر خوش باشند؟شاید داستان عجیبه بین دو مرد و دو زن وجود داشته باشه اما تریسام وجود نداره.به نظرم هر چیزی که بین دو نفر قراره از بچه ها پنهان بشه اشتباهه،چون اگر مفید و سالم باشه ما اون ها رو الگو ی بچه هامون قرار میدادیم..
حرف بسیار بود اما حیف که زمان اشتباه بود.حرف های دختر مرد را از ان احساس خاص بیرون اورد.و درواقع میتوان گفت ان را وارد احساسات جدیدی کرد.اون باید تصمیمی میگرفت که این زندگی رو درست کنه.نه این که فقط برای یک پسر دیگه خودشون رو حروم کنن.
تهیونگ:میا این غیر منتظره بود...من راجبش خوب فکر میکنم.بهت میگم که چه چیزی به صلاح ما است..
اما کی میدونست چند گوش شاهد این حرف هاست؟چند قلب حس میکنه و چند روح حس میکنه؟
کسی که پشت در شاهد تمومی حرف ها بود.اما نمیدونست که چرا فقط توی چشماش اب جمع شده،اشک نبود..مطمئنا بخاطر جو هوا و پلک نزدن بود..اره دلیلش حتما اینه..جز ترک کردن چیزی واجب نبود..
باورم نمیشه بلخره اپلود شد. بچه ها ویسگونم وبه.به خدا بهونه نمیارم خودمم دوست دارم اپ کنم براتون ولی تازه تونستم
تهیونگ:تو مشکلی نداری منم ندارم..اشتباه مال اون بود.بیا یکم ارامش داشته باشیم و اون رو با ارامش از کارش پشیمون کنیم..این چطوره؟
صدای ی پیشنهادش عالی به نظر میرسید.
اما پیشنهاد صدا داره؟
اره...هرچیزی صدا داره.فقط باید از ته دلت بشنویشون
میا:تهیونگ..
بلخره سرش رو بلند کرد و توی چشمای جادویی مرد خیره شد.چشماش..واقعا خاص بود..چشماش برق میزدن.گویی ان چشم ها ستاره هایی در پی خود به همراه داشتن که تک تک ان ستاره ها شیشه ی عمر ان دختر بود، با از بین رفتن هر درخشش ذره ای از او از بین میرود.
میا:تهیونگ..بیا..بیا بیخیال جونگکوک بشیم. درسته شاید دوستمون داشته باشه،ولی عاشقمون نیست.تا حالا توی داستانی دیدی درباره ی رابطه ی سه نفره صحبت کنند و تا اخر عمر خوش باشند؟شاید داستان عجیبه بین دو مرد و دو زن وجود داشته باشه اما تریسام وجود نداره.به نظرم هر چیزی که بین دو نفر قراره از بچه ها پنهان بشه اشتباهه،چون اگر مفید و سالم باشه ما اون ها رو الگو ی بچه هامون قرار میدادیم..
حرف بسیار بود اما حیف که زمان اشتباه بود.حرف های دختر مرد را از ان احساس خاص بیرون اورد.و درواقع میتوان گفت ان را وارد احساسات جدیدی کرد.اون باید تصمیمی میگرفت که این زندگی رو درست کنه.نه این که فقط برای یک پسر دیگه خودشون رو حروم کنن.
تهیونگ:میا این غیر منتظره بود...من راجبش خوب فکر میکنم.بهت میگم که چه چیزی به صلاح ما است..
اما کی میدونست چند گوش شاهد این حرف هاست؟چند قلب حس میکنه و چند روح حس میکنه؟
کسی که پشت در شاهد تمومی حرف ها بود.اما نمیدونست که چرا فقط توی چشماش اب جمع شده،اشک نبود..مطمئنا بخاطر جو هوا و پلک نزدن بود..اره دلیلش حتما اینه..جز ترک کردن چیزی واجب نبود..
باورم نمیشه بلخره اپلود شد. بچه ها ویسگونم وبه.به خدا بهونه نمیارم خودمم دوست دارم اپ کنم براتون ولی تازه تونستم
- ۲.۳k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط