{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو م

مادر مثل مداد میمونه هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی...
اما پدر مثل خودکاره . شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی دیگه نمی نویسه...

تا هستند قدرشونو بدونیم...
دیدگاه ها (۱)

خداوند،خود را به تو بخشید با آفرینشت. تو نیز خود را به او بب...

قدر این عُمرگران را نه تو دانی و نه من اسب آمال جهان را نه ت...

رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماندچنان نماند، چنین نیز هم نخو...

رمان آیچی پارت 6می دونن هنوز کسی پارت پنج رو نخونده برای همی...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

part 4

Forced love

برادر ناتنی

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط