{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم من در مسجد چشمَش نمازی کرد و رفت

چشم من در مسجد چشمَش نمازی کرد و رفت
بوسه ام روی لبَش راز و نیازی کرد و رفت

باز هم دیشب به خوابم آمد و با شیطَنَت
بازُوانم را گرفت و گازگازی کرد و رفت

من هنرمندی ندیدم اینهمه بی عاطفه
با صدای هِق هِق ام آهنگسازی کرد و رفت

تویِ دنیای حقیقی عاشقَش بودم ولی
پشت کرد و رو به دنیای مجازی کرد و رفت

چون که تنها بود و خیلی حوصلَش سر رفته بود
آمد و با زندگی ام خاله بازی کرد و رفت

او برای خستگی دَر کردَنَش آمد فقط
بین آغوشم دو ساعت خواب نازی کرد و رفت

در هوایِ ابری و بارانیِ چشمانِ من
هِی پرید و هِی پرید و چتربازی کرد و رفت...
دیدگاه ها (۵)

َِگَِنَِاَِهَِی َِنَِدَِاَِرَِم َِوَِلَِی َِقَِسَِمَِت َِاَِ...

️نفسم... گوشه چشمان تو دنیای منستیک نگاه تو نفس... تارک دینم...

ای هم نفس ام در دل من جا شده ایدیوانه شدم بسکه تو زیبا ...

من گاهی....فقط با یادتو نفس میکشمگاهی....دلم میخواهد فقط تور...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱¹⁰بـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هیچ کدام ا...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶³آلیس ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط