{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت24

قسمت24
By your side

+سلام
_سلام رز کجایی؟چرا جواب نمیدادی؟
+راستش...راستش میخوام باهات کات کنم
_ینی چی؟چی داری میگی؟هاا؟
+میخوام کات کنم
_منظورت چیه؟
+همین که گفتم
_رز میشه ببینمت؟
+کجا؟
_خونه جدیدت کجاست؟
+نمیتونم بگم یه جایی بگو تا بیام
_بیا پارک سانیگ ساعت 10
+باشه
لباسمو پوشیدم و راه افتادم که برم پارک سانیگ؛یورا گفت:
+میرسونمت
_نه خودم میرم اگه چانی ببینتت بد میشه
+باشه
_خب من رفتم بای
+بای
از خونه زدم بیرون و یه تاکسی گرفتم و ازش خواستم منو ببره به پارک سانیگ،وقتی به پارک رسیدم چانی رو دیدم که روی یکی از تاب ها نشسته بود رفتم سمتش،انقدر دلم براش تنگ شده بود که خواستم محکم بغلش کنم اما نمیشد
+سلام
_سلام میشه بگی چی شده؟
+هیچی فقط میخوام باهات کات کنم
_چرا اخه؟دلتو زدم؟
+اره،دیگه ازت خوشم نمیاد
چانیول دستمو گرفت و کشید و منو بغل کرد،من با دستم اونو عقب کشیدم و خودمو ازش جدا کردم و دستمو از تو دستش بیرون اوردم
+رز تو قول دادی
_متاسفم
+اخه...
_لطفا دیگه بهم زنگ نزن
رومو برگردوندم و رفتم؛تو راه خیلی حالم بد بود و خیلی پریشون بودم و نمیدونستم کجا دارم میرم به شقایق زنگ زدم
شقایقق من نمیدونم کجامم(با گریه)
_چی؟چی شده؟
+حالم خوب نیست
_کجایی؟
+نمیدونم
_گریه نکن اروم باش و یه ادرس بده تا با یورا بیایم دنبالت
از یه مرد پرسیدم و ادرسو بهشون گفتم؛کنار خیابون نشستم و داشتم گریه میکردم که یه اجوشی اومد و گفت:
+چی شده دخترم؟
_هیچیی(با گریه)
+هیچی چیه؟تو داری گریه میکنی
_من مجبور شدم از عشقم جدا بشمم
+چرا؟
_یکی منو مجبور کرد که ازش جدا بشمم
+اروم باش دختر گریه نکن همه چی درست میشه
همینطور که داشتیم حرف میزدیم شقایق و یورا رسیدن و منو بردن تو ماشین و رسیدیم خونه؛گوشی یورا زنگ خورد،چانی بود
_چانیوله
گوشیو برداشت
+نونااا
_چی شده؟
+کجایی نونا؟
-من بیرونم تو کجایی؟
+من خونمم میشه بیای؟
_اره الان میام
گوشیو قطع کرد و گفت:
+مثل اینکه چانیول حالش خوب نبود من باید برم پیشش
_باشه....
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۷)

قسمت25By your side+رز میای دانشگاه؟_نه حال ندارم+باشه پس من ...

قسمت27By your sideچانی خوبیی؟اره خوبم مرسی ژیومین با یه لبخن...

قسمت23By your sideرو تختم خوابیده بودم و به سقف نگاه میکردم ...

قسمت22By your sideهرکاری میکردم که بخوابم اما خوابم نمیرفت و...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

پارت ۲

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

بیاین پایین کارتون دارم

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

رمان تو خود منی

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط