{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت22

قسمت22
By your side

هرکاری میکردم که بخوابم اما خوابم نمیرفت و گریم میگرفت؛ساعت 5صبح بود من رو تختم نشستم و اخبار اکسو رو چک میکردم و کلیپ هارو میدیدم که تو یکی از خبر ها نوشته بود اکسو قراره فردا اجرا داشته باشه؛نمیدونستم برم یا نه اما دلم خیلی برای چانی تنگ شده بود.از تو اینترنت دوتا بلیت سفارش دادم و رفتم تو اشپزخونه اب خوردم که شقایق بلند شد
+تو بیداری؟
_اوهوم
+میای دانشگاه؟
_نه،حوصله ندارم
+باشه من میرم
_باشه
شقایق رفت اماده شد و خواست بره دانشگاه کنار در وایساد و گفت
+مواظب خودت باش
_تو هم مواظب خودت باش
شقایق رفت و من نشستم فیلم ببینم که چانیول زنگ زد اما من گوشیو جواب ندادم یه بار دیگه زنگ زد و باز هم جواب ندادم و شمارشو حذف کردم.
چند ساعت بعد شقایق اومد و گفت:
+خوبی؟
_اوهوم،راستی فردا کنسرت اکسوهه
+میخوای بری؟
_اره بلیت گرفتم،دلم برای چانیول تنگ شده میخوام برم ببینمش از دور
+باشه میریم
باهم رفتیم و ناهار درست کردیم و وقتی خواستیم بخوریم من اصلا اشتها نداشتم و نمیتونستم غذا بخورم
+چرا نمیخوری؟
_نمیخوام
+اگه نخوری حالت بد میشه پس بخور
_باشه
من سعی کردم بخورم ولی نمیتونستم بخورم از سر میز بلند شدم و رفتم رو تختم نشستم و با گوسیم ور رفتم.
عصر شد و من لباسمو پوشیدم خواستم برم مغازه سر کوچمون یکم خوراکی بخرم بخوریم
+رز کجا میخوای بری؟
_برم مغازه
+میخای باهات بیام؟
_نه خودم میرم یکم ارومم میشم
+باشه
از خونه زدم بیرون و رفتم مغازه و یکم خوراکی خریدم و از مغازه اومدم بیرون و شنیدم یکی پشت سرم داره صدام میزنه
_رزز؟رز؟
سرمو که برگردوندم دیدم خواهر چانیول یورا هست
_سلام رز خوبی؟
+سلام تو بد نیستم تو خوبی؟
_خوبم خوشحال شدم دیدمت
+منم همینطور
_بیا بریم تو این کافه بغلی باهم حرف بزنیم
+باشه
یه کافه اونجا بود که ما رفتیم اونجا
_چی میخورین؟
+دوتا قهوه لطفا
_بله
خواهر چانیول بهم نگاه کرد و گفت:
_چانیول بهم گفت جواب تلفونشو نمیدی؟چیزی شده؟
+امم..نه
_ببین با من روراست باش و بگو
+راستشش..نمیخوام چانی بدونه،اقای لی سومان از اینکه من و چانی با هم قرار میزاشتیم فهمیده و بهم گفت با چانیول به هم بزنم وگرنه اونو از کارش اخراج میکنه
_از کجا فهمیده؟
+نمیدونم
_اها
بعد که حرف زدنمون تموم شد از اونجا بیرون اومدیم
_میرسونمت
+نه ممنون میخوام پیاده روی کنم
_باشه
+بای
_بای
وقتی یورا رفت من رفتم طرف خونه.
داشتیم با شقایق یه فیلم نگاه میکردیم و من اصلا حواسم به فیلم نبود.
گوشی شقایق زنگ خورد و دید بکهیونه
+وایی رز بکیه چیکار کنم؟
_جواب نده
+اما...
_خواهش میکنمم،جواب نده
+باشه
#fake
#exo
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۱)

قسمت23By your sideرو تختم خوابیده بودم و به سقف نگاه میکردم ...

قسمت24By your side+سلام_سلام رز کجایی؟چرا جواب نمیدادی؟+راست...

قسمت21By your sideسوار ماشین شدیم و رفتیم کنار رود خونه هان ...

قسمت20By your sideبه دفتر لی سومان رسیدم و یکم استرس داشتم و...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part84رفتم تو اتاقمو تصمیم گرفتم یکم مرتبش کن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part75من:میخوام برم خونمونآراد:خیلی خوب میبرم...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ 14کوک:گفتم نمیخورم ته:زود باش بیا صبحونه...

My nurse

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

رمان

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part20چشامو بستم و از خستگی زرتی خوابم برد صب...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط