از جادوش خیلی راضی بوداون خیلی خوب عمل میکرد

از جادوش خیلی راضی بود...اون خیلی خوب عمل می‌کرد
الان کافیه چند ساعت منتظر بشه تا تهیونگ بهش زنگ بزنه اون میدونه  و مطمئنه تهیونگ بهش زنگ میزنه
پس با اطمینان سرشو گذاشت رو بالشت نرمش و پتو رو کشید رو خودش...خیلی ذوق داشت و دلیل ذوقش رو نمیفهمید
اینقدر برا دیدن تهیونگ ذوق داره؟
صد در صد که اره...تازه همچین خواب زیبایی رو هم بهش هدیه داده
ولی چرا این خوابو بهش داد؟
فعلا مهم اینه که تهیونگ اون خوابو داره میبینه
پتو رو اورد تا دماغش و از ذوق پاهاشو تکون می‌داد و برای دیدن تهیونگ صبر نداشت
سعی میکرد زود بخوابه تا فردا بتونه ببینتش
این همه ذوق واسه چی بود اخه
چشاشو بست و سعی کرد در خیالات و دنیای خیالی خودش غرق بشه
تا فردا از راه برسه
با خودش فک میکرد ممکنه تهیونگ بعد ازینکه بیدار بشه از خوابش خوشش نیاد یا اینکه نفهمه چرا همچین خوابی دیده
ممکنه درباره خواب براش تعریف نکنه یا اصلا بهش زنگ نزنه؟
نمی‌دونست چرا یهو فکرای منفی بهش حمله ور شدن
ولی سعی کرد اونارو دور بندازه و دوباره برگرده به دنیای خیالیش...درواقع اون میتونست بره به اون دنیا ولی ترجیح می‌داد فعلا نره
دیدگاه ها (۱۹)

_part:5__charmer__تهیونگ_طوری غرق خوابش بود و توی تخت خواب ن...

با فاصله از برج ایفل میر و صندلی هایی رو چیدن و تهیونگ و کار...

_part:4__charmer__کارلا_قبل ازینکه پدربزرگ بتونه جوابی بده ت...

تهیونگ:من میرم دستشوییکارلا لبخندی زد...لبخند رضایت آمیزیبعد...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 24~فردا~تهیونگ کت شلوارش رو پوشید و ع...

black flower(p,309)

زخم کهنه پارت ۳۵ متوجهش نشه ! ممنون بود که سر پدر تهیونگ شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط