{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نِمـےـבآنـَــґ مــــےـבآنــے یــ ـــآ نـﮧ ... ؟!

نِمـےـבآنـَــґ مــــےـבآنــے یــ ـــآ نـﮧ ... ؟!


لـَحظـﮧ ے تـَولـُבِ مــَטּ بــﮧ همـــــآטּ ثآنیـﮧ اے بـَرمـــــےگـرבَב ...


کــﮧ تـو بـَرآے اولیـטּ بـآر بــﮧ مَــטּ گُفتـے ...


בوسـتـَتـَـــ ـ בآرґَ ...
دیدگاه ها (۱)

دلمان خوش است که مینویسیم و دیگــران می خـواننــد و عــده ...

تنهایی وقتی سخته که بدونی : اونی که تنهات گذاشت , تنها نیست...

برای یک عاشقانه ی آرام...!!! که بشینم روی پاهات...!!! ...

گاهی باید بی رحم بود... نه با دوست، نه با دشمن... بلکه ب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

پارت. 33

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

بذار اون قسمت رو درست کنیم و ادامه بدیم:𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط