{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‫#‏میدانی‬؟

‫#‏میدانی‬؟
همیشہ ترسم از این بود
کہ کسی جز من
‫#‏عزیزِ‬ دلم
صدایت کند و تو مثلہ همیشہ کشدار بگویی:
‫#‏جــــــــــــــــانــــم۰۰‬!!
این روزها گوش هایم را تا خِرخِره پر از حرفهای حسابِ تو کرده ام*
اما عجیب درد میکند
‫#‏سرم۰۰‬
‫#‏آغوشم۰۰‬
‫#‏دستهایم۰۰‬
‫#‏لبخندهایم۰۰‬
‫#‏گریہ‬ هایم۰۰
دوستت دارم هایم...
‫#‏همہ‬ ام ۰۰
آنقدر درد میکند که هی بخواهی اَم وُ
‫#‏نخواهمت۰۰‬
دیدگاه ها (۱)

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 127・⁠]⁠ᕗمن مال جونگکوکم تا ه...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

رمان :قرارداد سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط