{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی اون دختره با معرفتی که پسره رفت سربازی و دو سال تم

سلامتی اون دختره با معرفتی که پسره رفت سربازی و دو سال تمام منتظر بود که شب بشه تا ۵ دقیقه حرف بزنن! و برگرده و نتیجه صبرشو ببینه ولی وقتی برگشت گفت :مامانم گفته دیگه با این دختره حرف نزن و رفت!!!!

وای از دست ما آدمآ
دیدگاه ها (۸)

چه ساده بودم آن هنگام که می پنداشتم شکستنه دله کسی ناگوارتری...

نردبان دلم شکسته، میشود برای من کمی دعا کنی؟ یا اگر خدا اجاز...

.

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه خونه ی مادر بزرگه استخر و ل...

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

✈️ چند روز بیشترپارت ۷ شب، کنار رودخونه نشسته بودن.هوا خنک ش...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

ددی خون آشام من

روباه کوچولو ی من پارت سینزدهم .꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>>داخل اتاق....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p17نینا وقتی وارد خونه شد، مادرش از آشپزخ...

Forced MarriagePart 55یک هفته گذشته بودفقط یک هفته مونده بود...

پارت ۲۸ وقتی به خونه‌ی مادربزرگم رسیدم، از همون دم در صدای ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط