{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 41

part 41
با این حال اینو میگفت و گریه میکرد بهم التماس می‌کرد گریه نکنم ولی خودش مث ابره بهاری اشک میریخت
یه نگاهی ب چشمای قهوه ای کلاسیک براقش انداختم ولی دیگ‌چشای قشنگش مث قبل نبود خیس و قرمز بودن هربار ک تهیونگ اشک میریخت یکی با خنجر می‌کوبید ب قلبم تاحالا جلوم اینطوری گریه نمی‌کرد و التماس کنه میخواستم بمیرم ک تو اون حالته ...
با صدای گرفته و غمناکش گف
ته : ا.ت گریه نکن هومم
و انگشتاشو کشید روی گونه هامو اشکام و پاک کرد از خود بی خود شدم دستشو رد کردم
ا.ت : با حالی اینو میگی ک بهم تجاوز کردی
همه با چشای گرد برگشتن سمتم
کوک : تجا...ت...تجاوز
ا.ت : میدونی سواستفاده از یک زن اونم تو مستی چ جرمی داره هومم
ته : ا.ت من باهات کاری نکردم ت...تو خودت...( گریه و تعجب )
نزاشتم حرفش کامل شه
ا.ت : من چی...ها...من...چیییی
ته : ا.ت بریم بیرون وایت توضیح بدم هومم
ا.ت : چ توضیحی داری وایسا چی بیرون ؟!
با چ رویی اینو میگی
ته دستمو گرفت و منو کشید سمت در و رفتیم بیرون و همه اومدن
ته : یه لحظه میخوایم تنها باشیم ( داد )
و رفتیم پشت دیوار
ا.ت : بگو
ته : ا.ت ببین اینا همش سو تفاهمه برات توضیح میدم
ا.ت : تو منو تمام این مدت یه احمقه خوش باور فرض کردی چرا ازون موقع تا حالا بم چیزی نگفتی
ها ( گریه و داد )
ته : آروم باش ا.ت ترو خدا آروم باش ( گریه )
ا.ت : اوک پس اینو چی میگی
ته : چی ؟!
گوشیمو در آوردم و فیلمو پخش کردم
ته : این چ...
صداش قطع شد ...
و دهنش باز شد و به شدت ترسیده بودو تعجب کرد
( فلش بک )
ا.ت : چرا اینارو نشونم دادی ها
چرا زندگیمو نابود کردی ( گریه )
سوهیوک : چون نمیخواستم با اون حرومی باشی
ا.ت : حرف دهنتو بفهم
سوهیوک : بعد ازینکه اینو ببینی دیگ ازش دفاع نمیکنی
ا.ت : چیو ؟!
دهنم باز موندو اشکم در اومد و قلبم تیک تیکه شد ..
( فلش ب حال )
توی ویدیو تهیونگ و یه دختری داشتن تو اتاق با هم ..... میکردن و من فیلمو نشونش دادم
و اشکامو ول کردم
ته : او...اون
ا.ت : اینو توضیح بده هومم توضیحش بده لعنتی ...هق ...توضیحش بده ...لطفااا...لطفاا...بگووو..یچیزی بگو...چیزی ک منو آروم کنهههه..بگو...بگو ( گریه فراوان و داد )
همزمان ک بهش التماس میکردم با مشت به سینش می‌کوبیدم ( کیدرامر های گرامی )
و ته یه اشک از چشش اومد
ته : ا.ت ا...اون من ...نیستم
ا.ت : تو فک کردی من احمقم مث آدم برام دلیل بیار یچیزی ک قانعم کنه فقط بگو ( گریه )
ته : من بهت خیانت نکردم چرا نمیفهمی ها آره من بت چیزی نگفتم و ازت مخفی کردم ولی من هرگز اینکارو باهات نمیکنم هیچوقت میفهمی معلومه ک نمیفهمی ( داد )
ا.ت : لعنتی تو حتی نمیدونی ازینکه کسی سرم داد بکشه متنفرم
یهو خشک شد
ا.ت : تهیونگ رنگ مورد علاقم چیه
بزرگترین ترسم ..از چی بدم میاد ، غذای مورد علاقم ، سبک موزیک مورد علاقم ، استایل..
دیدگاه ها (۱۱)

part. 24

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

سناریو مایکی پارت اخر

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

سناریو مایکی پارت اخر

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

فیک تهیونگ/(درخواستی)وقتی تولدش رو یادت میره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط