{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ا/ت

ویو ا/ت
زنگ زدم به جونکوک جواب داد

* بیبی

- جانم

* من امروز نمیام خونه

- چرا؟

* داداشم قراره بمونه خونمون

- اها اوکی

ویو ا/ت
دیدم صدای دختر میاد گفتم

* صدای چی بود؟

- هیچی خواهرم اومده خونمون

* او نظرت چی بیای با خواهرت خونه ی من هم من با خواهرت اشنا میشم هم تو با داداشم؟

- اوکی بزار با خواهرم مشورت کنم!

* اوکی به من خبر بده

- اوکی بیب

ویو ا/ت
رفتم تو اشپز خونه تا شام درست کنم

ویو جونکوک
رفتم تا با خواهرم حرف بزنم ببینم میاد تا با ا/ت و برادرش اشنا بشه؟

ریوجین : جانم داداش کار داشتی؟

- اره ابجی میگم امروز بریم تا با دوست دخترم و داداشش اشنا بشی؟

ریوجین : دوست دختر داری؟ 🤯

- اوی بهت نگفتم؟

ریوجین : نه حالا بگو کی هست؟

- ا/ت

ریوجین : اوی همون معروف ترین دختر کیپاپ؟

- اره

ویو ریوجین
گفتم بریم تا ایدل مورد علاقم یعنی ا/ت رو ببینم خیلی دوستش دارم

ادامه دارد.............

اگر ۱۵ تا لایک بخوره پارت بعدی رو میزارم لطفا حمایت کنید 🙏🙏
دیدگاه ها (۲)

ویو جونکوک رفتیم خونه ا/ت من با داداش ا/ت و ا/ت با خواهر من ...

خورشیدم تولدت مبارک و این رو بدون من از این که از دستت بدم خ...

ویو ا/ت جونکوک منو برد ی کافه و رفتم سر میز که داداشم بود نش...

ویو جونکوک رفتیم خونه بیهوش بود تا سه ساعت بیهوش بود بعد از ...

عشق مافیا

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط