{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست
برگ های سر، پیاپی آمد و پیوست ماست

شاه و بی بی هم رسید و بعد از آن سرباز نیز
شهر دل با مردمانش، سرخوش و سرمست ماست

بی گمان، ؛ کت؛ می شوی این دست، یعنی سه به هیچ
حاکم ناشی! ندانستی که دل ، همدست ماست

برگ ها را بر بزن ، از نو ورق را پخش کن
باز هم تیر و کمان دل ، به زیر شست ماست

تا شدی حاکم ، چرا بستی به زنجیرت دلم؟
دل ، ندانستی یل زنجیر را بگسست ماست

در قفس هرگز نمی ماند دل ، از یادت مبر
او همان عصیان گر از سینه بیرون جست ماست

یا حکومت را رها کن ، یا دلم را واگذار
حکم رانی حق ما و کوچه ی بن بست ماست...

╄خـٰـƙんムรـْاص╄
دیدگاه ها (۱)

دلم برای کسی تنگ شده استکه هیچ کس جای خالیش رابرایم پر نمیکن...

روزهــــــــــا میگذرنـــــدو من هر روز...دنیا را بیشتر میشن...

بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد...ناله هایت بوی عشقو بوی...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ ه...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط