پسر دختر زيبايى را ديد. شيفتش شد چند ساعتى باهم تو خيابان
پسر دختر زيبايى را ديد. شيفتش شد چند ساعتى باهم تو خيابان قدم ميزدن که يهو يه بنز گرون قيمت جلوى پاشون تر مززد دختره به پسر گفت: خوش گذشت ولى نميتو نم هميشه پياده راه برم باى. نشست توى ماشين راننده بهش گفت: خانم ببخشيد من راننده اين آقا هستم لطفأ پياده شيد....
- ۵۷۱
- ۱۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط