{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نميخواهد ،
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام ... !!!
دیدگاه ها (۲)

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو د...

ﺩﻭﺳﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﭙﺎﻧﯿﺎ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺭﻭﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ :ﻣﯿ...

به سلامتی پسری که وقتی دلت گرفته داغونی و پشت تلفن سرش دادوب...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

"رفتن" که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنب...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط