{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد
آمد و علّت بیداری شبهایم شد
دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب دلخوشی امشب و فردایم شد
بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث شیرینی لبهایم شد
شاعرم کرد غم چشم سیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار ِغم افزایم شد
غزل اندر غزل از اسم قشنگش گفتم
زد و گل واژه ترین واژه ی غمهایم شد
بعد هر شعر و غزل گریه عجب میچسبد!!
گریه اصلا نمک شعر و غزلهایم شد...
دیدگاه ها (۳)

قلمدست های مرا گرفته است بلندم می کند ؛من ولینمی توانمروی پا...

بخدا غیر خودمچشم بدوزی به کسی....مثل مو در جهت بادبهم میریزم...

اینم یه نقاشی خوشگل که دوست خوبم زهرا خانوم واسم کشید خیلی ...

دوستای گلم سه شنبه منتظر آهنگ جدید احمد شهریاری بنام تو شادی...

پارت ۲۰ساسکه خشکش زد.ان کلمه [اسم خودش] در فضای بینشان معلق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط