{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد
آمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب ِدلخوشی ِامشب و فردایم شد

بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث ِشیرینی ِلبهایم شد

شاعرم کرد غم ِچشم ِسیاهش آخر
بهترین سوژه ی اشعار ِغم افزایم شد

غزل اندر غزل از اسم ِقشنگش گفتم
زد و گل واژه ترین واژه ی غمهایم شد

بعد ِهر شعر و غزل گریه عجب میچسبد!!
گریه اصلاً نمک ِشعر و غزلهایم شد...
دیدگاه ها (۱)

قرارمان همین بهار زیر شکوفه‌های شعر...آنجا که واژه‌ هابرای ت...

اگر نتوانم با تو قهوه بنوشمپس قهوه خانه ها به چه درد می خورن...

آب مرداب آخرین منزلگه نیلوفر استبازهم عاشق شدم٬ این‌بار٬ ...

از دلت بپرس مال کیست؟تو مال منیخودم کشفت کرده ام!تو با من می...

جادویی به نام عشق

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شدآمد و علّت بیداری شبهایم شددل ب...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شدآمد و علت بیداری شبهایم شددل به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط