The originals

The originals
Part 13


کوک

یونگی رو با مایکل تنها گذاشتم و سریع راه افتادم


ربکا

کوک اومد و دو ساعت کامل سرم غر زد که چرا حواسم نبود و‌ چرا تنهاش گذاشتم اخر سر از هم جدا شدیم تا دنبالش بگردیم


لیا

چشمامو باز کردم و تو یک کلبه به یک تخت پزشکی زایمان بسته شده بودم اونطرف هم که یک زن بود که وسایلی رو اماده میکرد
داشتم تقلا میکردم تا خودمو ازاد کنم و بتونم برم یهو دیدم چندتا گرگینه اومدن و منو با خودشون بردن

ربکا:*سریع کلاوس رو‌ پیدا کردم* کلاوس پیداش کردم تو یکی از کلبه های این نزدیکی هاست بدو بریم
کوک: منتظر چی هستی بدو بریم
ربکا: *وقتی رسیدیم همه جا بهم ریخته و همه دارو ها ریخته بودند رو زمین و بوی مواد ضد عفونی کنند همه جا رو گرفته بود*
کوک: پسسس کجااسسسس
ربکا: کوک نگران نباش پیداش میکنیم..*پس از چند دقیقه تو محوطه قدم میزدیم تا یک فکری کنیم دیدیم لیا با لباس های پاره پوره و تلو تلو خوران اومد و نشست کنارم* لیا..خوبی؟.. چیشد؟
لیا: وقتی منو دزدیدن تو همین کلبه چشمامو باز کردم.‌.‌یک زن اونجا بود.‌.نمیدونستم میخواست چیکار کنه یهو چندتا گرگینه منو ازاد کردن و منو از اونجا بردن بیرون ولی من خودمو از چنگ اونا ازاد کردم..
کوک: ربکا کمکش کن بره تو ماشین *تا میخواست سوار ماشین بشه اولین قدم رو که گذاشت پاهاش سست شد و گرفتمش* گرفتمت گرفتمت عشقم ..بیا بریم خونه*براید استایل گذاشتمش تو ماشین*
دیدگاه ها (۱)

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

From hate to lovePart:10دیدم لیا تکیه داده به ماشینش و منتظ...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

My Boy❄

پارت ۳۵

تکپارتی جونگ کوک

اجبار به بدبختی پارت۱۱

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط