{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The originals

The originals
Part 15

لیا

همشون رفتند دنبال جنوفرا و منو با اون شاسکول ها *بادیگارد ها* تنها گذاشتند که فقط عین بز نگاه میکردن..نه حرف میزدن نه موهاشون رو باد میزد..فقط هرجا میرفتم پاهاشون با من حرکت میکرد
کوک حتی با کمک سوفی یک طلسم مرزبندی درست کرده بود که از خونه تحت هیچ شرایطی خارج نشم
آخر سر حوصله ام سر رفت ولی نمیخواستم کوک بفهمه پس رفتم جلوی در انباری و بهشون گفتم..
لیا: اگه میشه یکم فاصله بگیرید فقط میخوام به دوستم زنگ بزنم
بادیگارد ها:...
لیا: لطفا فاصله بگیرید!
بادیگارد ها:..
لیا:هوووففف *رفتم داخل و سریع در رو پشت سرم قفل کردم*
بادیگارد 1: ارباب عصبانی میشه
لیا: چه عجب به حرف اومدید..به عنم که عصبانی میشه..اگه اجازه میدید به زنگ زدنم برسم *از در فاصله گرفتم و زنگ زدم به مایکل* سلام خوبی مایکل..منم لیا زنگ زدم که بهت بگم که به کوک درمورد یک کاری کمک کنی!
مایکل:سلام.. چی؟.. بهش کمک کنم؟.. چرا؟
لیا؛..جنوفرا فرار کرده
مایکل: تچ..میدونستم..حالا چیکار کرده بود..میشه بهم بگی؟!
لیا: ..نمیتونم بهت بگم وگرنه کوک منو میکشه *با خنده* ولی بعدا بهت میگم
مایکل: خیلی خب..خیلی خب..کجاس این بشر
لیا: الان ادرسشو بگم
مایکل: حالا چرا خودت باهاشون نمیری..اها..جئون جونگ کوک بزرگ نمیخواد زنش اسیب ببینه
لیا: ما زن و شوهر نیستیم من فقط...هیچی ولش کن
مایکل: بعدا میبینمت


*قبرستون؛محفل جادوگر ها*

کوک:رسیدیم اونجا..مکان بی روح و پر از طلسم بود که میتونستی حسشون کنی اروم اروم بهشون نزدیک شدم
سوفی: دودو..تو اینجا چیکار میکنی؟!
دودو: من نماینده شدم!
سوفی: چی!
کوک؛ جنوفرا کجاسس
جنوفرا: من اینجام *نیشخند* *اومذن کنار دودو*
یونگی: یکیتون بگه اینجا چخبره
*آنا کمیل با دست های بسته شده رو با خودش اورد*
کوک:*خشک زدن*
جنوفرا: ما دوتا چیز میخوایم کوک..یک! انتقام خیانت تو دو!.. که اینو نیاکان به جای قربانی کردن من میخوان..میخوان بچه تو قربانی نمایندگی دودو بشه..
چون من کارهای بد زیادی کردم از نیاکان طلب بخشش خواستم و اونا هم در عوضش بچه تو رو خواستن

کوک:*چشمام دورگه ای شد و بهشون حمله کردم* انگشششتت بهشوننن بخوووره کشمتتتت
دیدگاه ها (۱)

The originals Part 14*عمارت*لیاچشکامو باز کردم و خودمو رو تخ...

The originals Part 13کوکیونگی رو با مایکل تنها گذاشتم و سریع...

The originals Part 12لیاپارتی تموم شد و برگشتیم به عمارت تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط