{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرمنــده این پســت +18 هســت ولی خیــلی دردناکــۂ

شرمنــده این پســت +18 هســت ولی خیــلی دردناکــۂ
🚺 تنه دختر داغ بود💯
❎ درد داشت...❎
♥ اما توی دلش آرامش بود...♥
🚹 پسر کنار دختره دراز کشیده بود.🚻
🚺 دختر پیشونیه پسر رو بوسید و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست...🔖
🚺 دختر درد داشت⚠ اما حس خوبی توی دلش بود..♥
⚠ ⚠ دردش روی لباش ب لبخند تبدیل میشد..♥ ♥
⛔ دستشو دراز کرد ک از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ک یدفه دست پسر رو روی شونش حس کرد...ℹ
🔊 دختر فقط ی جمله شنید..🔊
🔞 کجا لاشی؟نپوش!رفیقمم هست🔞 🔫 ...
دیدگاه ها (۳)

ــــــــــــــ بخون خیلی جالب ـــــــــــــــمیدونے من کیم.....

✘گُــفتــے تـو دلـــــــم اول وآخـــرخــودِتــے ⇘✪ ↺ اَزهَـ...

ﻣــــــــَــــــــن ﻏـــــــــــــــــﺮﻭﺭ ﺩﺍﺭمـ ﻭﻟـــے ← ﻧـ...

❗ ️پسّرّاّ دّنّیاّی عّجّیبّیّ دّاّرّنّ❗ ️یّهّ بّاّرّ بّهّ اّ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 135♡⁠。⁠)⁩اروم س...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟐( ویو راوی )دختر آروم ...

ابلیس

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ داری..چیکار.......

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

Part 6فلش بک به صبح روز بعد-ویو میونگ چشمام و باز کردم ...بد...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط