{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی...بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !بع

میدانی...بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند !بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !دیده ای ؟!... ... شنیده ای ؟!بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند !مـــــثل مـــــادر
دیدگاه ها (۴)

از حنجره ایست ،كه گره خورده به بغض ،یك طرف خاطره ها ، یك طرف...

کمممممممممک این چی میشه؟؟؟؟

بيا !سر فرصت بيا !در مقابل "غيبت""تأخير" چيز مهمى نيست !

یک چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند:ظلم و بدرفتاری با پ...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

مهمونی پارت ۵۷

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

پارت ۱۶ صبح روز بعد...همین که آریانا وارد مدرسه شد، حس عجیبی...

ᴘᴀʀᴛ ۲۶ | یه حس عجیبچند هفته از شروع مدرسه گذشته بود.آرا کم‌...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۸صدای قدم‌های ات و جونگکوک در را...

پارت دهم | بین عشق و رفاقترزا با نگرانی به آن دو نگاه کرد.ـ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط