{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Lucky-bloody#

Lucky-bloody#
پارت ۵۷

-گن دارین؟
×بله
چند نوع میاره جلوتون
×این طرح تابستونمونه که باعث میشه عرق نکنید و گرمتون نشه،این یکی کشسانی بالای داره و این یکی کلفت تره و عملکردش نسبت به بقیشون بهتره،کدوم رو میخواید؟
کوک روشو میکنه به سمت تو که داری به دمبل ها نگاه میکنی و یکیشونو برداشتی تا ببینی سنگینیش چقدره
پوزخند میزنه
-ا/ت
روتو میکنی سمتش،دمبلو میزاری سر جاش و میری کنارش
+چیه
-تو کدوم رو میخوای؟
فروشنده لبخند میزنه و یکیشو میاره جلوت
×این یکی بهتره براتون،طرح تابستونمون
میگیریش تو دستت و نگاش میکنی
-خوبه همینو برمی‌داریم
×بله
کارتو میده بهش و گن رو میخرید و از مغازه میرید بیرون
+خب....
-خب باید بریم کفش بگیریم برات
اه از سر ناامیدی میکشی
+نکنه پاشنه بلند؟
نگاشو میده بهت
-نکنه کتونی؟
چهره گریه به خودت میگیری
+قصد کشتن منو داری؟
-حرف نزن وقت نداریم
دستتو میگیره و میبرتت سمت کفش فروشی و واردش میشین
همون اول یه کفش نظر کوک رو جلب میکنه و میره سمتش،یه کفش پاشنه بلند مشکی ساده
-بیا اینو بپوش
میری کنارش و نگاهش میکنی
+این خیلی پاشنش بلنده و نازکه،من نمیتونم با این راه برم
میری و یه کفش کتونی برمیداری و لبخند میزنی
+این چطوره؟
پوکر نگات میکنه و کتونی رو ازت دستت میگیره و میزاره سر جاش،کفش پاشنه بلندو میده بهت و میشونت رو صندلی
-بپوش
اه میکشی و کفشو در میاری و کفش پاشنه بلند پات میکنی
-هوم....اندازته
+مهم اینه نمیتونم باهاش راه برم
-مهم اینه هم خوشگله به لباست میاد،درش بیار
درش میاری و میدی بهش و کوکم اونو میخره،کفشاتو پات میکنی و با ناامیدی از کفش فروشی میری بیرون
-خیلی خب تموم شد....
+خوبه.....چون گشنمه از وقت نهار گذشته
-تو برو یه رستوران انتخاب کن تا من برم اینارو بزارم هتل و برگردم
سرتو تکون میدیو کوکم میره،گوشیتو در میاری و دنبال یه رستوران لوکس میگردی که یکیش از نظرت قشنگ اومد و لوکیشنشو نگاه کردی
+این دفعه نزدیکه
گوشیتو میزاری تو جیبت و تا رستوران قدم میزنی،چند کیلو متر که میری جلو یه ماشین خیلی لوکس جلوت وایمیسته و توم با تعجب نگاهش میکنی،شیشه ماشین میره پایین و میبینی کوکه،سرتو کج میکنی چشاتو ریز میکنی
+کوک؟
-انتخاب کردی؟
🙂
اسلاید دوم کفش ا/ت
دیدگاه ها (۰)

Lucky-bloody#پارت ۵۸-انتخاب کردی؟+این ماشین از کجا؟-اجاره کر...

Lucky-bloody#پارت ۵۹+یعنی سه ساعت دیگه-سه ساعت و نیم+خب حالا...

Lucky-bloody#پارت ۵۶-لج نکن بدش مندستتو میزاری رو شونش تا هو...

Lucky-bloody#پارت ۵۵-دقیقا همون چیزیه که میخواستم،برو بپوش ا...

"ویو لیا "وقتی این خبر رو شنیدم دلم فقط میخواست یه تیر تو سر...

سناریو اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط