پارت شونزده
پارت شونزده
(صبح روز بعد) علیا حضرت لرد لوئیس پیغام فرستاده + بده ببینم (منو ملاقات کن) برای نبود من ی دلیل بیار . اما ، گوش نمیده به حرفمون که . ● این روزایی که همو ملاقات نکردیم داشتم از دوریت دیوونه میشدم + باید ی چیزی بهت بگم ● بگو چیزی شده + دیگه برام پیغام نفرست ● چرا + من متاهلم رابطه نا مشروح میتونه زندگیم سلطنتم و اطرافیانمو به خطر بندازه ● تو الان داری به بقیه فکر میکنی منو تو الان مهم هستیم من میخوام از اینجا بریم و زندگی تازه ای رو شروع کنیم + همه چیز تموم شد ● به همین راحتی پس عشقمون چی میشه آیندمون + اون فقط ی اشتباه بود من همسرمو دوست دارم و با عشق باهاش ازدواج کردم ● چرا چرا اونو به من ترجیح میدی بگو چی شده بگو بگو + حاملم ● چی اَ از کی + جیمین ● داری دروغ میگی که منو از خودت برونی ت تو نمیتونی بچه دار بشی مادرت هزار تا دکتر گرفت تا تو رو حامله بشه چطور ممکنه حتی اون روز وقتی رفتی پیش طبیب بهت گفت هرگز نمیتونی حامله بشی (یک سال قبل) + خب حاملم (خیر درواقع شما هرگز نمیتونید حامله بشید) + چی (زمان حال) + نمیدونم چطور ولی حاملم دروغ نمیگم . ^ کجا بودی + رفتم جنگل تمشک بچینم ^ واقعا پس به خدمتکارا بگو از اون تمشکا برامون بیارن + باشه هی تو برو تمشک بیار / اما علیا حضرت بار تمشک تازه تموم شده + یعنی چی تو قلعه به این بزرگی تمشک نداریم تعجب نکردم توی جنگ صلاح کم میاریم به من چه به یکی بگو بره بکنه بیاره دیگه خیلی زود تمشک میخوام بدو برو ای بابا . + جیمین باید بهت ی چیزی بگم ^ بگو گوش میدم + من ^ تو + من من باردارم ^ چیییی واقعا + آره ^ شوخی نمیکنی که + نمیکنم ^ جان من راست میگی + آره دیگه ^ یاااااااا چند وقتشه + دو ماه . ^ به زودی اولین فرزندمون رو در آغوش میگیریم & وای # میدونستم این حاملست میدونستم (انگلیس) ملکه من خبر بدی براتون دارم ¤ چی شده ؟ . ملکه فرانسه بارداره ¤ چی چرا آخه الان . ملکه من خودتون رو اذیت نکنید هیچکس از نازا بودن شما خبر نداره ¤ وقتی با لرد دادلی ازدواج کنم مشخص میشه باید ی کاری بکنم نمیتونم بشینم بدبخت شدن خودمو تماشا کنم ما نامزدیم چند روز دیگه با دادلی ازدواج میکنم .
به اون قلب افسرده قرص زد افسردگی بده ❤
(صبح روز بعد) علیا حضرت لرد لوئیس پیغام فرستاده + بده ببینم (منو ملاقات کن) برای نبود من ی دلیل بیار . اما ، گوش نمیده به حرفمون که . ● این روزایی که همو ملاقات نکردیم داشتم از دوریت دیوونه میشدم + باید ی چیزی بهت بگم ● بگو چیزی شده + دیگه برام پیغام نفرست ● چرا + من متاهلم رابطه نا مشروح میتونه زندگیم سلطنتم و اطرافیانمو به خطر بندازه ● تو الان داری به بقیه فکر میکنی منو تو الان مهم هستیم من میخوام از اینجا بریم و زندگی تازه ای رو شروع کنیم + همه چیز تموم شد ● به همین راحتی پس عشقمون چی میشه آیندمون + اون فقط ی اشتباه بود من همسرمو دوست دارم و با عشق باهاش ازدواج کردم ● چرا چرا اونو به من ترجیح میدی بگو چی شده بگو بگو + حاملم ● چی اَ از کی + جیمین ● داری دروغ میگی که منو از خودت برونی ت تو نمیتونی بچه دار بشی مادرت هزار تا دکتر گرفت تا تو رو حامله بشه چطور ممکنه حتی اون روز وقتی رفتی پیش طبیب بهت گفت هرگز نمیتونی حامله بشی (یک سال قبل) + خب حاملم (خیر درواقع شما هرگز نمیتونید حامله بشید) + چی (زمان حال) + نمیدونم چطور ولی حاملم دروغ نمیگم . ^ کجا بودی + رفتم جنگل تمشک بچینم ^ واقعا پس به خدمتکارا بگو از اون تمشکا برامون بیارن + باشه هی تو برو تمشک بیار / اما علیا حضرت بار تمشک تازه تموم شده + یعنی چی تو قلعه به این بزرگی تمشک نداریم تعجب نکردم توی جنگ صلاح کم میاریم به من چه به یکی بگو بره بکنه بیاره دیگه خیلی زود تمشک میخوام بدو برو ای بابا . + جیمین باید بهت ی چیزی بگم ^ بگو گوش میدم + من ^ تو + من من باردارم ^ چیییی واقعا + آره ^ شوخی نمیکنی که + نمیکنم ^ جان من راست میگی + آره دیگه ^ یاااااااا چند وقتشه + دو ماه . ^ به زودی اولین فرزندمون رو در آغوش میگیریم & وای # میدونستم این حاملست میدونستم (انگلیس) ملکه من خبر بدی براتون دارم ¤ چی شده ؟ . ملکه فرانسه بارداره ¤ چی چرا آخه الان . ملکه من خودتون رو اذیت نکنید هیچکس از نازا بودن شما خبر نداره ¤ وقتی با لرد دادلی ازدواج کنم مشخص میشه باید ی کاری بکنم نمیتونم بشینم بدبخت شدن خودمو تماشا کنم ما نامزدیم چند روز دیگه با دادلی ازدواج میکنم .
به اون قلب افسرده قرص زد افسردگی بده ❤
- ۶.۹k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط