{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیاد تو تلخ نوشیدم

بیاد تو تلخ نوشیدم
که با هر جرعه اندیشیدم
که این طعم را دوست دارم یا نه
وماندم بین دوست داشتن ونداشتن
که انتظار تمام شدنش رانداشتم
ودرآخربازهم قهوه
میخواهم حتی تلخ!حکایت زندگیه،
دیدگاه ها (۱)

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۹بعد از کافه، بدون برنامه مشخصی توی خی...

تقدیم حضرت جانانم🌻💖💖🌻من شیفته‌ی شیوه‌ی بینظیرِ تو در رفاقت ک...

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱۲

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط