{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p²

p²
Lovelorn
---
ادامه اش اینجاس... .

هوسوک تیکه آخر حرفشو با حرص گفت و دوباره مشغول حرفش شد...بعد این همه سال هنوزم نمی تونستم درک کنم چرا این واقعیت برای هوسوک اینقدر تلخ بود؟...چرا اون بیشتر از خودم اذیت میشد؟ چرا طعنه میزد؟

کلافه و گیج از علت این رفتارش گفتم
+دقیقا برای همین میگم...چون نمی خوام حتی یه تار موش هم مثل اون آدم عوضی بشه ...عاقبت پسر من مثل اون نمیشه... من نمی‌ذارم فهمیدی؟



---
اتمام پارت ۲ Lovelorn
دوست داشتید این پارت رو ؟
حالا این ی پارت بود که تو سه یا چهار پست گذاشتم دارم براتون نبودن هامو جبران میکنماااا😊
پس تو هم می‌خونی یا لایک‌بدههههه با اینکه نویسنده من نیستم تا ی پارتی ولی زحمت آماده کردن پارت ها خیلیه 🙄

منتظر باش!
فعلا شرط نمی‌ذارم ولی تا ۱۰ یا ۱۵ لایک اوکیه😂
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 7 彡★ نزدیکم شد. و در لحظه، ناگهان کتش رو درآورد و ...

پارت ۶۴

#میکاپ_آرتیست_من

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

همسایه طبقه بالاپارت ۴ عصر وقتی از خرید برگشتم، جلوی ساختمان...

My professor Chapter:2Part:70یه زمانی از عصبانی شدنت میترسید...

P56ماشین، پشت چراغ قرمز توقف کرد، تهیونگ نگاهی به جی‌یون اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط