{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦✿My lovely idol⁦✿

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:²⁶
هیونا گوشی اش رو برداشت توی کانال بی تی اس که اخبار بی تی اس بود پیام جدید داشت پیام رو باز کرد از تعجب چشم هایش گرد شد
هیونا: نه نه
اشک توی چشم هاش حلقه زد
جونگکوک به هیونا نگاه کرد و فورا سمتش اومد
جونگکوک: چی شده؟
هیونا گوشی رو انداخت زمین و گریه اش گرفت
جونگکوک سریع گوشی رو برداشت یه خبر بخش شده بود درباره هیونا که دختر هرزه هست که داره نزدیک اعضا بی تی اس میشه و اعضا هم باهاش مهربونن جونگکوک تعجب کرده بود رفت قسمت کامنت رو خوند و رفت قسمت کامنت ها
آرمی: این دختره معلوم نیست چطوری نزدیک اعضا شده
آرمی: بی تی اس چرا باید اجازه بدن به همچین دختری نزدیکشون بشه؟
آرمی: اون دختره فقط ۱۸ سالشه چطوری ممکنه با یه مرد ۲۹ ساله باشه؟ چقدر چندش
آرمی: از بی تی اس انتظار نداشتم
آرمی: دختره حتی خوشگل هم نیست
آرمی: مثل اینکه جونگکوک اون دختره ی هرزه رو دوست داره
آرمی: معلوم نیست چقدر خرج کرده بتونه خودش رو بچسبونه به بی تی اس
آرمی: نباید بهش اجازه بدیم به بی تی اس ما نزدیک بشه
جونگکوک اعصبانی شده بود گوشی رو خاموش کرد و به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: هیونا عیبی ندارن
هیونا: اونا دارن به شما هم توهین میکنن
جونگکوک نزدیکش شد که هیونا بلند شد
هیونا: بهشون اجازه نمیدم به شما هم توهین کنن خودم درستش میکنم
هیونا اشک هاش رو پاک کرد و رفت سمت آشپزخونه یه لیوان آب خورد به جونگکوک نگاه کرد
هیونا: ببخشید نباید اونجوری بهتون نزدیک میشدم باید حد خودم رو بدونم
جونگکوک بلند شد و سمتش رفت
جونگکوک: نه نه کار اشتباهی نکردی
هیونا: برگرد خونه حواسم به همه چیز هست
همون لحظه گوشی هثونا زنگ خورد پی دی نیم بود هیونا سریع جواب داد و شروع به حرف زدن کرد
جونگکوک هم برگشت خونه ی خودش هنوز توی شک بود جیمین به جونگکوک زنگ زد
جیمین: خونه ای؟
جونگکوک: آره
جیمین: می‌خوام بیام اونجا تو راهم
جونگکوک: چرا؟
جیمین: باهم بنوشیم
جیمین خندید و گوشی رو قطع کرد جونگکوک روی مبل نشست و غرق فکر شده بود که با صدای ایفون به خودش اومد در رو برای جیمین زد
جیمین: سلام چطوری
جونگکوک: سلام
جیمین نگاهش کرد
جیمین: کلی نوشیدنی گرفتم بیا بنوشیم
⁦(⁠◡⁠ ⁠ω⁠ ⁠◡⁠)⁩
خدمت شما خوشگلااااااا ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۳)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁷با صدای ایفون به خودش اومد در رو ب...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁸هیونا: میشه با اتوبوس بریم؟هیونا خ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁵جونگکوک فکرش درگیر بود از طرفی یاد...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁴چند ساعت گذشت و هیونا هنوز کار میک...

هر طرف بوسان رو که نگاه کنین، بی‌تی‌‌اس رو میبینین اتوبوس جو...

خواستم بگم یه دلیل دیگه که از کمپانی هایب متنفرم انقدر احمقن...

رسما گرمی رو با خاک یکسان کرد اقای اگوست دی 😂بی تی اس #نامجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط