{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت ....

ادامه پارت ....



اون سوک به یاد آورد سپس خجالت زده خندید و دستش را روی چشم هایش گذاشت بلافاصله با شنیدن آن صدا خفیف خنده اون سوک تهیونگ هم لبخند زد
تهیونگ: به چی میخندی ؟
اون سوک درست میفهمید که لپاش گل انداخته بودن و خندش را نمی‌توانست جمع کنه کم کم کله دست هایش روی صورتش جمع شد و صورتش را پوشاند و باز هم خندید آن هم با صدا بلند
تهیونگ دیگر همراهش نخندید و سمتش هجوم برد بلافاصله بهش زل زد .. ولی اون سوک هیچ از وجود تهیونگی که جلوش ایستاده بود خبر نداشت ..



شرط پارت بعدی ... ۳۰ لایک ۳۰ کامنت
ببینم تو این فیک از زوج کیا خوشتون میاد از کیا بدتون میاد کامنت کنید ممنون میشم و لایک هم بخوریم .. 😂 یعنی نصیبم بشه
دیدگاه ها (۳۵)

( بوسه دردناک )پارت ۸۳هوسوک: الکس .. ! چیزی شده الکس تند سمت...

( بوسه دردناک )پارت ۸۴ شین هه : هیجو مراقب حرف زدنت باش .. م...

3 تفنگدار )پارت ۴۰یوری اخم کرده و دل لرزاند سری تکون داد و د...

3 تفنگدار )پارت ۳۹جیمین اخم کرده با خشم گفت .. جیمین : اگه م...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط