عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۵۳
صورت گردن دخترک فرود آمد امدا شروع کرد به قلقل داد از صورت به گردن او .. لبش را روی گردنش کشید و نرم بوسید سپس با زبونش قلقلش میداد .. مین جی خندید و تند گفت : نکن .. لطفا
تهیونگ دست دیگرش را کنار مین جی ستون کرد تا وزنش روی تو میافتاد سپس پای دیگرش را بلند کرد و پایین تر از پهلو او گذاشت همانند خیمه زدن روی مین جی قلقلش هم میداد .. دخترک تند و با نفس تنگی گفت : نکن بخدا نرو هم .. قلقلک میدم ..
لبخند و صدا های خنده مین جی آروم شد .. در آن اتاق پر از سکوت حالا بازم صدا مین جی آروم شد .. تهیونگ سرش را بلند کرد و کنار مین جی دراز کشید بلافاصله محکم او را در آغوش گرفت گره بازو هایش را محکم نزدیک کرد ..
تهیونگ با خود زمزمه کنان و آروم گفت ٫؛تموم شد .. کیم تهیونگ زجر های که این همه سال کشیدی .. به بقیه دادی تموم شد
بیا اینم از روز و زندگی تازه و جدید آغاز زندگی پر از عشق و رهایی گذشته تاریک ٫
پارت ۲۵۳
صورت گردن دخترک فرود آمد امدا شروع کرد به قلقل داد از صورت به گردن او .. لبش را روی گردنش کشید و نرم بوسید سپس با زبونش قلقلش میداد .. مین جی خندید و تند گفت : نکن .. لطفا
تهیونگ دست دیگرش را کنار مین جی ستون کرد تا وزنش روی تو میافتاد سپس پای دیگرش را بلند کرد و پایین تر از پهلو او گذاشت همانند خیمه زدن روی مین جی قلقلش هم میداد .. دخترک تند و با نفس تنگی گفت : نکن بخدا نرو هم .. قلقلک میدم ..
لبخند و صدا های خنده مین جی آروم شد .. در آن اتاق پر از سکوت حالا بازم صدا مین جی آروم شد .. تهیونگ سرش را بلند کرد و کنار مین جی دراز کشید بلافاصله محکم او را در آغوش گرفت گره بازو هایش را محکم نزدیک کرد ..
تهیونگ با خود زمزمه کنان و آروم گفت ٫؛تموم شد .. کیم تهیونگ زجر های که این همه سال کشیدی .. به بقیه دادی تموم شد
بیا اینم از روز و زندگی تازه و جدید آغاز زندگی پر از عشق و رهایی گذشته تاریک ٫
- ۱۸.۱k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط