{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۸۲

پارت ۸۲


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جینا: بنظرم این لباسه خیلی خوبه ، هم شیکه هم سی*نه هاتو خوش فرم تر نشون میده، خیلی هم خوشگلتر میشه

جینا این خیلی بازه، نمی‌خوام اینطوری ببینتم...

جینا: واا شوهرته ها یونا...بعدشم باید یه ضره براش دلبری کنی..

جینا هیچ میفهمی چی میگی ؟؟من میگم ازش نفرت دارم قاتل برادرمه ، ازدواجم اجباره بعد تو میای میگی براش دلبری کنم؟...

جینا: یونا...اینقدر نزن تو ذوق دیگه، منم میدونم ، ولی میخوام تو خوب باشی میفهمی ؟ میخوام یه لحظه ام که شده اون اتفاقات غم انگیز از ذهنت بره بیرون...تو دوست منی ،رفیقی درد تو درد منم هست...

جینا م...

-چیکار میکنید خانوما ؟

با صدای هیون هردو به بهش نگاه کردیم و جینا برای اینکه تابلو نکنه لبخندی زد و دست من رو گرفت

جینا: داشتیم برای عروس خوشگلتون‌ لباس انتخاب میکردیم...

هیون لبخندی زد و به سمت من اومد

-چیشده عزیزم ؟ لباس ها مد نظرت نیستن؟ میخوای بگم چندتا مدل دیگه بیارن ؟

نه نمیخواد...

جینا لباسی رو که انتخاب کرده بود رو به هیون نشون داد

جینا: آقای هوانگ من به یونا میگم این لباس هم شیکه هم بدنش رو خوش فرم تر نشون میده ، این لباس رو میپسندین؟

هیون نگاهی به لباس کرد و بعد به من نگاه کرد...

-نمیتونم الات نظر بدم ، یونا لباس رو بپوش تا توی تنت ببینمش...

جینا:ا..اره... فکر خوبیه...یونا جونم بیا این لباس...منم برم پایین رگال لباس خوابرو برات بیارم...

ای جینای دغل باز ، میخوای بری تا منو با این مرتیکه تنها بزاری اره ؟

خیلی خوب باشه عزیزم...

جینا لبخند شیطانی زد و رفت بیرون

-اینطور که معلومه دوستت بیشتر از تو ذوق عروس شدنت رو داره

نمی‌دونم...شاید...

-لباستو بپوش...

میپوشم ، میری بیرون ؟


-جلوی خودم عوض کن!

نمیشه

- میشه ، درش میاری یا خودم دست به کار شم ؟

چیزی نگفتم که خودش اومد جلو و میخواست به سمت دکمه هام بره که عقب کشیدم

خودم درش میارم...
دیدگاه ها (۱۴)

تابع قوانین جمهوری اسلامی ÷چشم مامان جونم ــــــــــــــــــ...

تابع قوانین جمهوری اسلامی همونطور که بهشون زل زده بودم هیون ...

پارت ۸۱فلیکس: فکر میکنی تهدیدات روم اثری داره؟ نه! من مثل بق...

پارت ۸۰ سلام...فلیکس: اومدی یونا...کجا بودی ؟ میدونی چقدر ن...

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

در ون ها باز شد که با عمه هام ودوتا دیگه از عمو هام مواجه شد...

رمان دخت من

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

رمان تو خود منی

#ست #سوتین #دانتل✨ یه ستِ دلبری که تو تن بی‌نظیره! 😍خانوم‌ها...

forcer by your sideبه اجبار کنار تو part:17ویو جینا صبح با د...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط