پارت ۸۰
پارت ۸۰
سلام...
فلیکس: اومدی یونا...کجا بودی ؟ میدونی چقدر نگرانت شدم
رفتم جایی ، چرا بیداری ؟
فلیکس: میخواستم باهات صحبت کنم اومدم اتاقت ولی نبودی منم نگرانت...
-به چه حقی اون وقت شب رفتی توی اتاق زنم؟
فلیکس با دیدن هیون اخمی کرد:
فلیکس: تو اول بگو این وقت شب چرا یونارو بردی بیرون
- باید بهت جواب پس بدم ؟
فلیکس: بله که باید بدی ، نصفه شب یونارو کجا برده بودی ؟
هیون عصبی به طرف فلیکس رفت و یقه اشو گرفت:
-ببین منو از حدت نگذر ، وگرنه خیلی برات بد میشه...طوری کنارت میزنم که خودتم نفهمی چطوری رفتی زیر یه خروار گل!!
بچه ها دوتا پارته دیگرو دوشنبه میزارم که نخواین تا چهارشنبه صبر کنید...
سلام...
فلیکس: اومدی یونا...کجا بودی ؟ میدونی چقدر نگرانت شدم
رفتم جایی ، چرا بیداری ؟
فلیکس: میخواستم باهات صحبت کنم اومدم اتاقت ولی نبودی منم نگرانت...
-به چه حقی اون وقت شب رفتی توی اتاق زنم؟
فلیکس با دیدن هیون اخمی کرد:
فلیکس: تو اول بگو این وقت شب چرا یونارو بردی بیرون
- باید بهت جواب پس بدم ؟
فلیکس: بله که باید بدی ، نصفه شب یونارو کجا برده بودی ؟
هیون عصبی به طرف فلیکس رفت و یقه اشو گرفت:
-ببین منو از حدت نگذر ، وگرنه خیلی برات بد میشه...طوری کنارت میزنم که خودتم نفهمی چطوری رفتی زیر یه خروار گل!!
بچه ها دوتا پارته دیگرو دوشنبه میزارم که نخواین تا چهارشنبه صبر کنید...
- ۱۱.۰k
- ۱۳ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط